وطن نامت را با یک دنیا ترانه در گوش باد زمزمه میکنم تا به هر سرزمینی که رفت در لابلای شاخه های سبز درختانش برای پرندگان خوش اواز زمزمه کند.
وطن ذره ذره خاکت را چون سرمه بر چشمانم می مالم که می دانم چه گامهای استواری و چه قهرمانانی بر ان بوسه زده اند.
وطن چون ...
وطن بی تو نباشم
و باشم که ببینم چه کسانی از بودنت نباشند !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر