وطن نامت را با یک دنیا ترانه در گوش باد زمزمه میکنم تا به هر سرزمینی که رفت در لابلای شاخه های سبز درختانش برای پرندگان خوش اواز زمزمه کند.
وطن ذره ذره خاکت را چون سرمه بر چشمانم می مالم که می دانم چه گامهای استواری و چه قهرمانانی بر ان بوسه زده اند.
وطن چون ...
وطن بی تو نباشم
و باشم که ببینم چه کسانی از بودنت نباشند !
؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادنحذفدوستی همیشه پایان یک افسانه است(جمونگ)
پاسخ دادنحذفدرود بر ققنوس...
پاسخ دادنحذفعیدت مبارک...
قدم بر دیدگان ما گذاشتی...
با شعری به نام انتظار به روزم...
و در انتظار دیدار دوباره ات...
دلشاد باشی و پاینده...نازنین.....بدرود